+خنده داره...
-چی؟!
+اینکه این سالا بهترین سالای زندگیمن! -.-
برچسب:
نویسنده: رویا باقری
برچسب:
نویسنده: رویا باقری
کاش من هرچی میگفتم طناز حوصله داشت گوش کنه ^^
آخه نمیدونین وقتایی که حوصله داره و با ذوق به حرفام گوش میده چقد خوبه! :))
برچسب:
نویسنده: رویا باقری
برچسب:
نویسنده: رویا باقری
من که دیگه اونقدر تو نخش نیستم...گذشت اون روزایی که پستام دونه ای 100 و خورده ای کامنت میخوردن...و خوشحالم که داشتمشون :)اگه اون روزا نبودن دوستایی که الان موندن برامو هم نداشتم! :)اما برای دوستای تاز
برچسب:
نویسنده: رویا باقری
من گنجایش اینو دارم که همه آدمای کره زمین که میخوان یکی به
حرفاشون گوش کنه تا خالی بشن، بیان با من حرف بزنن! ^.^
در هر رابطه ای!
برچسب:
نویسنده: رویا باقری
مهدخت جانم،سلامـــ :))نمیدونم دقیق کی نت میگیری که بیای اینارو بخونی!شاید همون سه شنبه ای که گفتی،شاید زودتر،شایدم هیچوقت!اما خوب احتمالا تا مدت ها دیگه نیای اینجا! (بحث 4 مرداد جداست البته)و اینم مید
برچسب:
نویسنده: رویا باقری
سلامــــ :)))امیدوارم حال همتون خوب باشهـــ :)))من اومدم که یه چیز مهمو بهتون بگم :)بچه ها من کنکوری 99 هستم :)یعنی الان دیگه عملا کنکوری محسوب میشم :)و از اونجایی که وقت من خیلی توی نت صرف میشه و ذهن
برچسب:
نویسنده: رویا باقری
یکی بود یکی نبود...غیر از خدای مهربون هیشکی نبود...!دقیقا 17 سال پیش...تو یه روز گرررررم تابستونی که خورشید سخاوتمندانه می تابید...تو یکی از روزای اول مرداد...دقیقا روز چهارمش...یه گوشه از این شهر...ی
برچسب:
نویسنده: رویا باقری
# پست از قبل نوشته شده! :)))سلام به شما :)این نوشته رو من دقیقا امروز یعنی 8 خرداد 98 که هنوز یازدهمم مینویسم!یعنی وقتی که هنوز رسما به عنوان یه دانش آموز کنکوری شناخته نمیشمو اینترنتو به خودم حروم نک
برچسب:
نویسنده: رویا باقری